حسود
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۶/۲۰ ساعت 0:0 توسط ღبهارهღ
|
اما زبانم ماننند یک کودک تخس می ماند...
با لجبازی تمام میخواهد به تو بگوید دوستت دارد...
خیلی داغ...
و کم کم به سردی می گراید...
مثه گرمای تابستون تا پیش خزون..
بدنم داغ داغ...
و دلم سرد سرد...
مثله گذاشتن یک بستنی با طعم لبهای تو در اجاق احساس من....